خودشیفته خجالتی

کلینیک روان پویشی و روان پزشکی سرو

خودشیفته خجالتی

دوشنبه، ۲۵ خرداد ۱۴۰۵

۱. توصیف جونز از خودشیفته خجالتی

این افراد با تمایل به کناره‌گیری، دسترس‌ناپذیری و مرموز بودن شناخته می‌شوند و اغلب ظاهری متواضع و خودکم‌بین دارند. در خانه، خلوت و انزوا احساس راحتی بیشتری می‌کنند و ترجیح می‌دهند فاصله خود را با دیگران حفظ کنند. خود و عقایدشان را در هاله‌ای از ابهام قرار می‌دهند، معمولاً به فعالیت‌های جمعی نمی‌پیوندند و به‌طور کلی افرادی غیر اجتماعی هستند. علاقه زیادی به روان‌شناسی دارند. خیال‌پردازی درباره قدرت، به‌ویژه تصور داشتن ثروت فراوان، در آن‌ها رایج است. خود را همه‌چیزدان می‌پندارند و معمولاً دانش یا دیدگاه‌های جدید را رد می‌کنند.

۲. کرنبرگ درباره تغییر الگوی جنسی در میانسالی

فرد خودشیفته‌ای که در اوایل بزرگسالی از نظر جنسی بازداری‌شده‌تر و مهار شده‌تر بوده است، ممکن است در میانسالی وارد مسیر بی‌بندوباری جنسی و انواع انحرافات جنسی شود. در مقابل، برخی دیگر از بیماران خودشیفته که پیش‌تر چنین رفتارهایی داشته‌اند، به دلیل تجربه‌های مکرر نارضایتی و ناکامی در روابط جنسی، در میانسالی آن‌ها را کنار می‌گذارند.

۳. گابارد درباره خودشیفته بیش‌هشیار (Hypervigilant Narcissist)

معیارهای رسمی تشخیصی عمدتاً فرد متکبر و لاف‌زن را توصیف می‌کنند که دائماً خواهان توجه دیگران است؛ اما نمی‌توانند فرد خودشیفته‌ای را شناسایی کنند که خجالتی، کم‌حرف و در عین حال در درون خود احساس عظمت و برتری دارد و به دلیل حساسیت شدید نسبت به تحقیر یا انتقاد، با دقت فراوان از قرار گرفتن در مرکز توجه اجتناب می‌کند.

۴. هانت درباره خودشیفته کم‌رو

خودشیفته کم‌رو، خودبزرگ‌بینی خود را پنهان می‌کند و از آشکار شدن آن احساس شرم شدیدی دارد. آرزوهای همه‌توانی او با «خودِ آگاه»ش هماهنگ نیست و معمولاً خود را فردی برابری‌طلب معرفی می‌کند. برخلاف خودشیفته آشکار که اغلب با خشم و طغیان واکنش نشان می‌دهد، خودشیفته کم‌رو در برابر ناکامی‌های واقعی ظاهراً بی‌اعتنا و متعالی رفتار می‌کند. او به جای مواجهه فعال با مشکلات کنونی، در آینده زندگی می‌کند، به امیدهای غیرواقع‌بینانه تکیه دارد و منتظر رخدادی دگرگون‌کننده است، بدون آنکه اقدام جدی برای تحقق آن انجام دهد.

۵. اضطراب اختگی و رابطه با والدین

در مردان، اضطراب اختگی و در زنان ترس از دست دادن یا از دست دادن عشق، برجسته است. دست‌کم در مردان، هر دو نوع خودشیفته احساس می‌کنند رابطه‌ای ویژه با مادر دارند که بر پایه تحسین و ایده‌آل‌سازی آن‌ها از سوی مادر شکل گرفته است. خودشیفته آشکار احساس می‌کند در تعارض ادیپی پیروز شده است. خودشیفته کم‌رو نیز ممکن است چنین احساسی داشته باشد، اما همین احساس، ترس او را از پدری حسود و همچنان خطرناک افزایش می‌دهد.

۶. ویژگی‌های اصلی خودشیفته خجالتی

مانند خودشیفته معمولی، خودشیفته خجالتی نیز جاه‌طلب است، در پی احساس همه‌توانی است، در خیال شهرت و افتخار زندگی می‌کند، همدلی محدودی با دیگران دارد و در برقراری روابط عمیق مشکل دارد. او مشتاق پذیرش عمومی، تحسین و شناخته‌شدن است و خود را فردی خاص می‌داند که تنها افراد ویژه یا دارای جایگاه بالا می‌توانند او را درک کنند. با این حال، برخلاف خودشیفته معمولی، باورهای بزرگ‌منشانه و آرزوهای جاه‌طلبانه خود را پنهان نگه می‌دارد و ظاهری متواضع و بی‌علاقه به موفقیت اجتماعی نشان می‌دهد؛ حتی ممکن است نسبت به پول و دارایی‌های مادی ابراز بی‌اعتنایی کند.

۷. وجدان سخت‌گیر خودشیفته خجالتی

خودشیفته خجالتی از وجدان سخت‌گیرتری نسبت به خودشیفته معمولی برخوردار است. او معیارهای اخلاقی بالاتری دارد و کمتر در معرض لغزش‌های اخلاقی قرار می‌گیرد. اگرچه توانایی همدلی عمیق با دیگران را ندارد، اما اغلب به آن‌ها کمک می‌کند. برخلاف خودشیفته معمولی که پس از استفاده از دیگران آن‌ها را کنار می‌گذارد، خودشیفته خجالتی می‌تواند احساس قدردانی کند و برای جبران زحمات دیگران تلاش نماید. همین وجدان سخت‌گیر باعث می‌شود جاه‌طلبی و خودبزرگ‌بینی او پنهان بماند. در حالی که خودشیفته معمولی از آشکار شدن نقص‌هایش احساس تحقیر می‌کند، خودشیفته خجالتی از آشکار شدن جاه‌طلبی و خودبزرگ‌بینی خود شرمگین می‌شود.

۸. ناراحتی از عکس گرفتن

خودشیفته خجالتی هنگام عکس گرفتن احساس ناراحتی و معذب بودن می‌کند؛ زیرا توجه دوربین ناگهان تمایلات نمایشگرانه اولیه او را فعال کرده و اضطراب زیادی در او ایجاد می‌کند. با وجود میل شدید به شناخته شدن، ترجیح می‌دهد در جمع‌های اجتماعی در حاشیه بماند. این کم‌حرفی مزیت دیگری هم برای او دارد: ضعف او در ایجاد روابط عمیق برای دیگران آشکار نمی‌شود. مشکلات جنسی و زناشویی او که عمدتاً ناشی از خودمشغولی مزمن و تخطی‌های پنهانی است نیز ممکن است سال‌ها از دید دیگران پنهان بماند.

۹. تفاوت شناختی با خودشیفته آشکار

خودشیفته معمولی معمولاً فردی بسیار آگاه، قاطع و صاحب‌نظر به نظر می‌رسد. در مقابل، خودشیفته خجالتی فردی خیال‌پرداز، فراموشکار، کمی حواس‌پرت و ناتوان در حفظ یک گفت‌وگوی عقلانی و طولانی با دیگران به نظر می‌آید. البته در جمعی صمیمی که از تحسین و پذیرش دیگران مطمئن باشد، می‌تواند این حالت را کنار بگذارد و جنبه پرحرف و داستان‌گوی خود را نشان دهد؛ گاهی مصرف الکل نیز به این فرایند کمک می‌کند.

۱۰. تشخیص افتراقی با شخصیت وسواسی

همانند شخصیت وسواسی، خودشیفته خجالتی متواضع، محتاط، از نظر هیجانی محدود و در روابط بین‌فردی کم‌حرف و محتاط به نظر می‌رسد. اما برخلاف شخصیت وسواسی، دارای خودبزرگ‌بینی پنهان، همدلی محدود، سبک زندگی غیرعملی، بی‌توجهی به جزئیات و گرایش به خیال‌پردازی است.

۱۱. تشخیص افتراقی با شخصیت اسکیزوئید

همانند فرد اسکیزوئید، خودشیفته خجالتی در خود فرو رفته، خجالتی، از نظر اجتماعی مردد، فاقد خودانگیختگی و مشغول برنامه‌ها و نقشه‌های پنهانی خود است. اما برخلاف فرد اسکیزوئید، جاه‌طلب است، در نهان خوش‌بین است و هنگام فشار روانی به جای عقب‌نشینی به خلأ روانی، خودبزرگ‌بینی پنهانش افزایش می‌یابد. هنگام مواجهه با ناکامی یا آسیب به عزت‌نفس، به خیال‌پردازی‌های تسکین‌دهنده روی می‌آورد؛ یعنی داستان‌های خیالی درباره موفقیت و شکوه شخصی که برای آرام کردن خود در ذهنش می‌سازد.