سوگ و سوگواری

کلینیک روان پویشی و روان پزشکی سرو

سوگ و سوگواری

چهارشنبه، ۲۷ خرداد ۱۴۰۵

فقط شنیدن کلمه «سوگواری» معمولاً ما را به یاد اشک، مراسم خاکسپاری، ناله و دلتنگی می‌اندازد. این تداعی‌ها طبیعی هستند، چون مرگ عزیزان یکی از قوی‌ترین تجربه‌های فقدان در زندگی انسان است.اما سوگواری فقط به مرگ محدود نمی‌شود. در معنای گسترده‌تر، هر نوع فقدانی می‌تواند فرایند سوگواری را فعال کند؛ از دست دادن سلامتی، ثروت، یک عضو بدن، پایان یک رابطه عاطفی، یا حتی گم کردن یک شیء ارزشمند. هر چیزی که برای ما اهمیت داشته باشد، وقتی از دست برود می‌تواند احساساتی مشابه سوگ را در ما برانگیزد.

سوگواری چگونه تجربه می‌شود؟

وقتی با یک فقدان روبه‌رو می‌شویم، معمولاً ابتدا شوک و ناباوری را تجربه می‌کنیم: »مگر هفته پیش ندیدمش؟ حالش که خوب بود  « ! بعد از آن، درد عاطفی، دلتنگی و اشتیاق شدید برای بازگشت آنچه از دست رفته است ظاهر می‌شود. در فقدان‌های مهم، نشانه‌های جسمی نیز دیده می‌شوند؛ مثل بی‌خوابی، بی‌اشتهایی، آه کشیدن‌های مکرر، بی‌قراری یا احساس فشار در قفسه سینه.

با گذشت زمان، فرد از دست‌رفته یا چیز ازدست‌رفته در ذهن ما ایده‌آل‌تر می‌شود. معمولاً خوبی‌های او را بیشتر به یاد می‌آوریم و نقص‌هایش را کمتر می‌بینیم. همچنین ممکن است وارد مرحله‌ای از چانه‌زنی شویم: » اگر آن روز این کار را کرده بودم، شاید این اتفاق نمی‌افتاد. «

گاهی خشم، تحریک‌پذیری یا سرزنش خود نیز دیده می‌شود. سپس دوره‌ای از غم عمیق و احساس تنهایی فرا می‌رسد. فرد بین دلتنگی، بی‌حسی عاطفی و پذیرش تدریجی واقعیت در نوسان است.کم‌کم امید دوباره ظاهر می‌شود و فرد توانایی سازگار شدن با شرایط جدید را پیدا می‌کند.

سوگواری یک مسیر خطی نیست

سوگ به صورت موجی حرکت می‌کند. ممکن است فرد تصور کند حالش بهتر شده، اما ناگهان موج تازه‌ای از غم او را فرا بگیرد. به همین دلیل نمی‌توان سوگواری را مجموعه‌ای از مراحل کاملاً منظم دانست.همچنین هیچ سوگی کاملاً پایان نمی‌یابد. ما عزیزان از دست‌رفته را به طور کامل رها نمی‌کنیم؛ بلکه جایگاه آنها در درون ما تغییر می‌کند. درد کاهش می‌یابد، زخم به اسکار تبدیل می‌شود، اما داستان باقی می‌ماند.

سوگواری چقدر طول می‌کشد؟

سوگواری فرایندی زمان‌بر است و نمی‌توان آن را عجله‌ای طی کرد. برای مثال، کنار آمدن با مرگ یک عزیز یا پایان یک رابطه عاطفی جدی معمولاً حدود دو سال زمان می‌برد.

برخی عوامل این روند را دشوارتر می‌کنند:

  • مرگ ناگهانی و غیرمنتظره

  • مرگ بر اثر خشونت یا خودکشی

  • وجود مسائل حل‌نشده میان فرد متوفی و بازمانده

  • تأثیر شدید فقدان بر زندگی روزمره بازمانده


دشوارترین نوع سوگ

به گفته سلمان اختر، مرگ فرزند یکی از دردناک‌ترین تجربه‌های انسانی است. این اتفاق برخلاف نظم طبیعی زندگی به نظر می‌رسد؛ گویی نه فقط یک انسان، بلکه تمام رؤیاها و امیدهای آینده از بین رفته‌اند.والدین اغلب با احساس گناه بازمانده مواجه می‌شوند و ممکن است سال‌ها با درد این فقدان زندگی کنند. از دست دادن فرزند نوجوان می‌تواند حتی پیچیده‌تر باشد؛ زیرا والدین در آستانه ورود فرزندشان به بزرگسالی، او را از دست داده‌اند.

سوگ پیچیده چیست؟

گاهی روند طبیعی سوگواری متوقف می‌شود و فرد در غم خود گیر می‌افتد. در این حالت، نشانه‌هایی مانند گریه‌های مداوم، احساس زنده بودن فرد متوفی یا ناتوانی در پذیرش مرگ برای ماه‌ها و حتی سال‌ها ادامه پیدا می‌کند. یکی از نشانه‌های مهم سوگ پیچیده، نحوه برخورد با وسایل فرد متوفی است.

در سوگ طبیعی:

  • بعضی وسایل دور ریخته می‌شوند.

  • بعضی به دیگران بخشیده می‌شوند.

  • بعضی به عنوان یادگار نگه داشته می‌شوند.

اما در سوگ پیچیده، فرد یا خیلی سریع همه چیز را کنار می‌گذارد، یا سال‌ها قادر به جدا شدن از آنها نیست.گاهی اشیای بی‌اهمیت مانند مسواک، عینک، لباس زیر یا وسایل شخصی متوفی به اشیایی تبدیل می‌شوند که فرد نه می‌تواند آنها را دور بیندازد و نه حتی به آنها نگاه کند. این اشیا تبدیل به چیزی می‌شوند که وامیک ولکان آن را «شیء پیونددهنده» می‌نامد؛ اشیایی که به شکلی نمادین بازمانده را به فرد از دست‌رفته متصل نگه می‌دارند.

رابطه با قبر متوفی

در سوگ طبیعی، زیارت قبر معمولاً با احساس احترام، دلتنگی و ارتباط عاطفی همراه است و با گذشت زمان کمتر می‌شود.اما در سوگ پیچیده، فرد یا کاملاً از قبر اجتناب می‌کند، یا به شکل افراطی و مکرر به آن مراجعه می‌کند.اختر به پدیده‌ای جالب نیز اشاره می‌کند: «اعتیاد به آگهی‌های ترحیم». بعضی افراد که سوگ حل‌نشده دارند، هر روز بخش درگذشتگان روزنامه را بررسی می‌کنند. ناخودآگاه، ندیدن نام عزیز ازدست‌رفته نوعی آرامش ایجاد می‌کند؛ انگار هنوز زنده است.

چرا بعضی سوگ‌ها حل نمی‌شوند؟

برخلاف تصور رایج، فقط عشق و دلبستگی شدید باعث طولانی شدن سوگ نمی‌شود.گاهی خشم‌های سرکوب‌شده یا احساسات منفی حل‌نشده نسبت به فرد متوفی نقش مهمی دارند. وقتی فرد در گذشته نسبت به عزیز از دست‌رفته خشم یا رنجش داشته باشد، رها کردن او ممکن است ناخودآگاه معادل «کشتن او» احساس شود. به همین دلیل فرایند سوگواری متوقف می‌شود.

درمان سوگ پیچیده

درمانگر قبل از هر چیز باید شنونده‌ای همدل باشد. فرد سوگوار بیش از هر چیز نیاز دارد که دردش دیده و شنیده شود.معمولاً گوش دادن صبورانه، پرسش‌های ملایم و فراهم کردن فضایی امن برای بیان احساسات، بخش مهمی از درمان است.گاهی از فرد خواسته می‌شود عکس‌ها یا اشیای متعلق به متوفی را به جلسه بیاورد. لمس کردن، نگاه کردن و صحبت درباره این اشیا می‌تواند خاطرات و احساسات سرکوب‌شده را زنده کند و به جریان دوباره سوگواری کمک کند.در عین حال، درمانگر باید به احساسات متناقض فرد نیز توجه کند؛ به ویژه خشم‌ها، رنجش‌ها یا احساسات منفی‌ای که ممکن است نسبت به متوفی وجود داشته باشند. پذیرش این احساسات بخش مهمی از حل شدن سوگ است.

جمع‌بندی

از نگاه سلمان اختر، سوگواری یک بیماری نیست، بلکه بخشی طبیعی از زندگی انسان است. درد فقدان را نمی‌توان حذف کرد یا دور زد. سوگ نیازمند زمان، تحمل و همراهی است. بیشتر سوگ‌ها به تدریج مسیر خود را طی می‌کنند، اما وقتی این روند متوقف شود، فرد ممکن است در گذشته منجمد بماند. در چنین شرایطی، شنیده شدن، مواجهه با احساسات حل‌نشده و بازنگری در رابطه درونی با فرد از دست‌رفته می‌تواند به حرکت دوباره فرایند سوگواری کمک کند.

(ترجمه روان و خلاصه‌شده از مقاله سلمان اختر)